رمان باز, دانلود رمان جدید, رمان عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, رمان رایگان, رمان بدون سانسور, رمان طنز و کل کلی, رمان اجتماعی, رمان ایرانی, رمان خارجی, بزرگترین سایت دانلود رمان

برای ورود به آدرس جدید سایت رمان باز کلیک کنید

دانلود رمان داری میری نوشته maral_hsi با لینک مستقیم

دانلود رمان داری میری با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان داری میری: عاشقانه ، غمگین ، اربابی
رمان داری میری نوشته: maral_hsi
تعداد صفحات رمان: ۱۵۸ صفحه

دانلود رمان داری میری

خلاصه داستان: مارال دختر فقیریه که سختی های زیادی کشیده.
از سر تنهایی به مجازی پناه می بره و با پسری به اسم امیر آشنا میشه.
غافل از اینکه نمی دونسته امیر یه اربابه.
همه چیز از اون زمانی عوض میشه که امیر عاشق مارال میشه و پول طلب کارای پدر معتاد و قمار باز مارال رو پرداخت میکنه.
اما عوضش از پدر مارال می خواد دخترش رو به عقدش دربیاره با اینکه عشق امیر یک طرفس…
قسمتی از رمان داری میری
با استرس به گوشیم ور می رفتم.‬
‫اه لعنتی!‬
‫نمی تونم زنگ بزنم! شارژ تموم کرده!‬
‫با ناامیدی سرمو چرخوندم سمت رویا و گفتم: شارژ ندارم!‬
‫یکم مکث کرد و بعد گوشی اپلشو از جیب کیفش دراورد: بیا باهاش زنگ بزن.‬
‫نگاهم که به گوشیش خورد حسرت خوردم. چی از رویا کم داشتم!؟‬

(بیشتر…)

دانلود رمان کاتیا دختر ارباب نوشته فریده بانو با لینک مستقیم

دانلود رمان کاتیا دختر ارباب با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان کاتیا دختر ارباب: اجتماعی ، عاشقانه ، اربابی
رمان کاتیا دختر ارباب نوشته: فریده بانو
تعداد صفحات رمان: ۳۲۳ صفحه

دانلود رمان کاتیا دختر ارباب

خلاصه داستان: داستان رمان کاتیا دختر ارباب راجع به یک ارباب که سه تا زن داره.
یکیش روسی و دوتای دیگه ایرانی خبر میارن که یکی از پسراش به اسم شهباز پسر یکی از ارباب ها رو کشته و فرار کرده.
ایناهم رسم دارن یا باید پسره برگرده قصاص شه یا بجاش یکی از دختراش باید بعنوان خدمتکار بره اونجا که کاتیا میره اونجا و ماجرا شروع میشه.
پسر ارباب قبلا کاتیا رو خواستگاری کرده بوده و پدرش جواب رد داده و حالا داره انتقام میگیره…
قسمتی از رمان کاتیا دختر ارباب
تمام عمارت غلغله بود.
صدای فریاد پدرم چهارستون خانه را به لرزه درآورد.
باورش سخت بود که برادر من رفته و پسر خان بالا را کشته!!

(بیشتر…)

دانلود رمان کابوس رویاهام نوشته مرضیه اخوان نژاد با لینک مستقیم

دانلود رمان کابوس رویاهام با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان کابوس رویاهام: اجتماعی ، عاشقانه ، اربابی
رمان کابوس رویاهام نوشته: مرضیه اخوان نژاد
تعداد صفحات رمان: ۸۷۰ صفحه

دانلود رمان کابوس رویاهام

خلاصه داستان: شدی کــابوس رویـاهام، تموم زندگیـم دود شد، یه احساسـی تو قلبـم بود، که اونم نیست و نابـود شد
داستان این رمان درباره زندگی دختری به اسم یسنا ست که در کودکی مادرش رو از دست داده و با پدرش که مردی متعاده زندگی میکنه.
پدر یسنا تو یک بازی شرطی شکست میخوره و طلبکارش که مردی اخمو و عصبی ست یسنا رو به عنوان یک خدمت کار به خونه اش میاره.
اما آن مرد در اصل یسنا رو برای پسرش که آدم درستی نبوده به خونه میاره و…
قسمتی از رمان کابوس رویاهام
روی زمین نشسته بودم و مشغول ورق زدن کتاب های درسیم بودم.
همه اش میترسیدم امسال درس زبان رو بیفتم.
هرچی میخوندم تو مغزم فرو نمیرفت.
با خشم کتاب رو بستم و سرم رو تو دستهام گرفتم. لعنت به این درس…

(بیشتر…)

دانلود رمان پلیس بازی به شرط عاشقی نوشته parastoo & sedna.z با لینک مستقیم

دانلود رمان پلیس بازی به شرط عاشقی با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان پلیس بازی به شرط عاشقی: عاشقانه ، پلیسی ، طنز
رمان پلیس بازی به شرط عاشقی نوشته: parastoo & sedna.z
تعداد صفحات رمان: ۱۱۱ صفحه

دانلود رمان پلیس بازی به شرط عاشقی

خلاصه داستان: میگمـ پلیس بازے ولے توباورنڪنـــ…
عاخه من پلیســـ واونــ…
من راهـ راستـــ واونـــ…
خلاصه بعد کلی دنگ و فنگ خانوم آنجلینا جولی رو حاضر میکنمـ و به سمت اداره حرکت میکنیمـ…
تینوـ سایدا منم ببر…
نگاه خنده داری بهش میکنمـ: همینم مونده بچه باخودم ببرمـ…
اخمی میکنهـ: خوبه من ازت بزرگترما اینقدر پرو بازی در میاری!
انگشتمو به سرم میزنم: بزرگی به عقل نه به سن… که تو از عقل محرومی!
قسمتی از رمان پلیس بازی به شرط عاشقی
پارتـ یکــــ‬
دست کشای چرم میشکیمو برمیدارمـ: بابا بزار من برمـ…
بابا نگاهی بهم میندازهـ: ببین سایدا میگم نهـ یعنی نهـ…
پوفی میکنمـ بابا همیشه لج باز و یه دنده بود…‬
من ـ بــابــا!!‬
کلافه پشت سرش تند قدم برمیدارمـ: بابا قول میدمـ مراقب خودم باشمـ…‬

(بیشتر…)

دانلود رمان یغمای بهار نوشته الف.کلانتری (یاسی) با لینک مستقیم

دانلود رمان یغمای بهار با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان یغمای بهار: عاشقانه ، اجتماعی ، اربابی
رمان یغمای بهار نوشته: الف.کلانتری (یاسی)
تعداد صفحات رمان: ۱۳۷۹ صفحه

دانلود رمان یغمای بهار

خلاصه داستان: دلارای ایلیاتی با فرار از بند اسارت، خود را به بهشت شانه های مردی رساند که خان بود و سیبی ممنوعه…
(یک من‬، یک تو‬ و دنیایی حرف… یک کلام، درد و‬ درد و‬ درد…)
قسمتی از رمان یغمای بهار
_امروز پنجمین خرابکاریه، مراسم چهلم خراب شه دودمان همه رو به‬ باد می‬دم.‬
‫صدای فریادش آن قدر گویا و رسا بود که صدا از هیچ کس در نمی‬ آمد.‬
‫معمولا از زمانی که برگشته بود، صدایش به گوش کسی نمی رسید و‬ ذات کم‬ حرفش با خارج رفتن هم عوض نشده بود.‬
‫سر همه پایین بود و کسی آتش گرفتن خرمن گندم را گردن نمی‬ گرفت.‬
‫دندان قروچه ای کرد و نفرتش از این ملک و خان بودن را سر آن ها‬ خالی کرد:‬
‫_وای به روز کسی که بدونم تموم این خرمن سوزوندنا، زیر سر اونه.

(بیشتر…)

صفحه 1 از 212