رمان باز, دانلود رمان جدید, رمان عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, رمان رایگان, رمان بدون سانسور, رمان طنز و کل کلی, رمان اجتماعی, رمان ایرانی, رمان خارجی, بزرگترین سایت دانلود رمان

برای ورود به آدرس جدید سایت رمان باز کلیک کنید

دانلود رمان دوست دختر اجاره ای من نوشته ساحل با لینک مستقیم

دانلود رمان دوست دختر اجاره ای من با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان دوست دختر اجاره ای من: عاشقانه ، اجتماعی ، ص*ح*نه دار
رمان دوست دختر اجاره ای من نوشته: ساحل
تعداد صفحات رمان: جلد اول ۶۹ صفحه، جلد دوم ۲۰۵ صفحه
“خواندن این رمان برای افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمی شود”

دانلود رمان دوست دختر اجاره ای من

خلاصه داستان: داستان آنا، دختری که برای تهیه خرج عمل مادرش تصمیم می گیره خودشو یکسال اجاره بده.
یکسال از زندگیشو در ازای تهیه خرج عمل مادرش به مکس اجاره میده.
غافل از اینکه این قرار داد به اون سادگی که فکر می کرد نیست و…
قسمتی از رمان دوست دختر اجاره ای من
از زبان آنا:
تنم یخ کرده بود.
اما سعی کردم مثل سه تا دختر دیگه صاف بیاستم.
اما از درون می لرزیدم.
تو ذهنم مدام تکرار می کردم.
بخاطر مامان… بخاطر مامان آنا… تو می تونی…
این پول خرج عمل و همه هزینه های بیمارستان مامان میشه.
این تنها راهه.
نگاهم روی چهارتا کابین رو به روم چرخید.

(بیشتر…)

دانلود رمان خانم بادیگارد نوشته صحرا ۷۱ با لینک مستقیم

دانلود رمان خانم بادیگارد با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان خانم بادیگارد: عاشقانه ، اجتماعی
رمان خانم بادیگارد نوشته: صحرا ۷۱
تعداد صفحات رمان: ۱۸۵ صفحه

دانلود رمان خانم بادیگارد

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختر فقیری به اسم ماهان می باشد.
ماهان تنهاست و پدر مادر نداره.
به خاطر اینکه اجاره خانه شو نداده  صاحبخانه حکم تخلیه شو می گیره و از اونجا بیرونش می کنه.
مجبور میشه دنبال یک کاری بگرده که درامد بالایی داشته باشه و چون رزمی کاره بادیگارد یه نفر به اسم رهام می شه…
قسمتی از رمان خانم بادیگارد
_ای بر آبا و اجدادت صلوات آخه مشهدی رضا من از کجا وسط زمستون جایی رو پیدا کنم؟
کسی این موقع سال به یه دختر تنها که خ و نه نمی ده.
بیا و بزرگواری کن به من بدبخت لطف کن. قول می دم تا عید یه خ و نه پیدا کنم.
_نچ. نمی شه. تا آخر هفته بیشتر وقت نداری.
ای تو روح ننه ات که تو رو زایید.
همه مارو بدبخت کرد.
ای تو روح آقات که ننه ات و گرفت.

(بیشتر…)

دانلود رمان آغاز سرنوشت نوشته niloo green با لینک مستقیم

دانلود رمان آغاز سرنوشت با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان آغاز سرنوشت: عاشقانه ، اجتماعی
رمان آغاز سرنوشت نوشته: niloo green
تعداد صفحات رمان: ۱۴۲ صفحه

دانلود رمان آغاز سرنوشت

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری به نام آوا می باشد.
آوا در تصادف مادرش رو از دست میده و چون پدرش هم سال ها قبل فوت شده و چون تنها شده به ناچار به خونه ی خاله اش میره و…
قسمتی از رمان آغاز سرنوشت
صداها رو می شنیدم ولی قادر به جواب دادنشون نبودم.
هرچی سعی می کردم که چشم هام رو باز کنم نمیتونستم.
صدای گریه و زجه بیشتر به گوشم می رسید تا حرف زدن!
یعنی چه اتفاقی افتاده بود؟!
_آقای دکتر! چشاش! چشاش دارن تکون میخورن!
صدای خاله میترا، حس می کنم یکی داره بهم نزدیک میشه و صدام می زنه: آوا خانوم؟!
تمام نیروم رو جمع می کنم و با صدایی که خودمم به سختی می شنیدم میگم: آب…
گلوم می سوخت و آب دهانم رو نمی تونستم قورت بدم.

(بیشتر…)

دانلود رمان سیگار شکلاتی نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان سیگار شکلاتی با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان سیگار شکلاتی: عاشقانه ، اجتماعی
رمان سیگار شکلاتی نوشته: هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۱۷۱ صفحه

دانلود رمان سیگار شکلاتی

خلاصه داستان: سیگار شکالتی روایتگره داستان یه مرده.
یک مرد خسته و تنها. بریده از همه و چنگ انداخته به دنیا برای نجات خودش از هر سقوطی‬.
نه تنها خودش‬ که هر کس دیگه ای که شاید مبتلا بشن به دردی که اون کشیده و چشیده‬.
با سلول به سلول تنش. با ذره ذره و قطره قطره خونش.
می خواد ریسمانی باشه برای بالا کشیدن هر کسی که تو قعر چاه تنهایی و ضلالت فرو می ره.
حتی اگه باعث بشه خودش سقوط‬ کنه‬…
قسمتی از رمان سیگار شکلاتی
-اوففف دستت درد نکنه داداش شهراد. حال دادی خفن.
شهراد پوزخند زد، از لب تخت بلند شد.
دستمالی که مخصوص پاک کردن دستاش بود رو از توی کیفش بیرون کشید و‬ انگشتای بلند اما پینه بسته اش رو یکی یکی روی دستمال کشید، بعد کف دستش و بعد هم کل دستش رو با وسواس‬ پاک کرد.

(بیشتر…)

دانلود رمان آغوش اجباری نوشته نگار قادری با لینک مستقیم

دانلود رمان آغوش اجباری با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان آغوش اجباری: عاشقانه ، اجتماعی
رمان آغوش اجباری نوشته: نگار قادری
تعداد صفحات رمان: ۲۸۴ صفحه

دانلود رمان آغوش اجباری

خلاصه داستان: بهش نگاه کردم، به عشقم‬، به دنیام‬، به نفسم‬، به کسی که دوسش دارم‬…
به کسی که زندگی بدون اون واسم رنگی نداره‬…
چقدر زجر کشیدم‬، چقدر زجر کشیدیم‬…
خدایا خشبختیمون رو نگیر‬…
خدا شاهد بود چه شبایی که با گریه سر به بالین نزاشتیم‬…
به هجده سال پیش فکر کردم‬…
به دختری سیزده ساله‬…
به دختری که به سمت جنس مخالف کشیده شده بود‬…
اون دختر من بودم…
قسمتی از رمان آغوش اجباری
سمیه دوست صمیم همیشه میگفت حنا من اگه جات بودم می رفتم همه چیو میزاشتم کف‬ دستش می گفتم که بهت علاقه دارم‬.
‫دوستام حس منو درک نمیکردن من نمی تونستم اسم این حس رو عشق بزارم‬.
‫چون با محمد عید تا عید هم دیگه رو نمی دیدم اونم اگه می دیدم به جز دو کلمه، سلام و‬ خداحافظ چیزی باهم نمی گفتیم‬.

(بیشتر…)

صفحه 1 از 912345...صفحه آخر »